تبليغاتX
خاطرات یک مسافر(در دیار مالزی)
می نویسم از دیار مالزی....
با سلام خدمت همه دوستان عزیز آقا این قافله عمر عجب می گذرد! من و پوترا دوساله شد. انگار همین دیروز بود که با کلی دلهره شروع به نوشتن کردم . یادمه با این جمله شروع کردم که می نویسم تا کمتر فکر کنم.

جالبه دوسال پیش وقتی شروع کردم به این دلیل بود که کمتر فکر کنم ولی دقیقا نتیجه بر عکس شد. یعنی نگارش این وبلاگ و نظراتی که دوستان می دادند چه خوب و چه بد باعث شد که بیشتر فکر کنم بیشتر تحقیق کنم و کلا هدفم روشن تر بشه برای همین روزی که پامو توی مالزی گذاشتم از تصمیم مطمئن بودم . در حالی که به عنوان یه خارجی هم روزای خوب داشتم و هم روزای خیلی سخت روزهای سختی که یادآواریشون هم گاهی اوقات تنم رو می لرزونه ولی دو چیز باعث شد که به راهم ادامه بدم یکی توکل به خدا و دیگری روشن بودن هدفم اینو به همه دوستان عزیزی که تازه می خوان بیان اینجا می گم اگه بی هدف و همینجوری یا برای فرار از چیزی بیایی مالزی قطعا اوضاع برات یه جهنم واقعی میشه ولی اگه واقعا بدونی هدفت چیه و برای چی اومدی و برنامه ریزی داشته باشی بی شک موفق میشی.
يادمه همون اوایل یه دوستی برام نظر گذاشته بود که این ره که میروی به ترکستان استو یکسال دیگه پشیمون میشیو این حرفا و من جوابش رو با پستی به نام رزم آور نور دادم که به دوستان توصیه می کنم حتما یه نگاهی بهش بندازید. امیدوارم هر یک از شما رزم آور نور باشد.
یا حق.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:19  توسط م.ا  | 

با سلام

چی بگم والا حق با شماست من خیلی دیر به دیر میام ولی خوب ماشاالله دوستای دیگه اینقدر فعال هستندو مطالب به روز و جذاب منتشر می کنن که کم کاریه ما همچین به چشم هم نمیاد.

زمانی که من شروع کردم به وبلاگ نویسی تعداد مالزی نویسان انگشت شمار بود اما همون تعداد اندک هم مثل سینا دیلی و رضا و مهدی عزیز مطالبی می نوشتن که واقعا مفید بود و یه جورایی میشه اسمشون رو گذاشت موج مثبت. در حالی که موج کثیری از مالزی نویسان امروز کارشون شده فقط گیر دادن به هم و ارسال موج های منفی. من نمی گم مالزی کشور کاملا خوبیه ولی اینقدرها که ازش بد گفته میشه نیست.

نا امنی همه جا هست حتی تو ایران خودمون ! به نظر من مالزی رو نمیشه گفت نا امن چرا که به هر حال ما اینجا خارجی هستیم یه خارجی باید حواسشو بیشتر از بقیه جمع کنه . یه خارجی یه ساعاتی از شبانه روز نباید یه سری جاها بره اینا قوانین نا نوشته ای هستند که باید رعایت بشه یه خارجی نباید تو مملکت غریب گردنبند یک کیلویی بندازه گردنش و تو خیابون های شلوغ راه بره در یک کلام ما به عنوان خارجی باید خیلی احتیاط کنیم .


نکته دیگه که خیلی اهمیت داره اینه که ما جماعت وبلاگ نویس تو نوشته هامون خیلی باید دقت کنیم. وقتی داریم می نویسیم باید به این نکته توجه کنیم که نوشته هامون چه تاثیری روی مخاطبان می ذارن و اونوقت انصاف رو رعایت کنیم . اصولا ما ایرانی ها همیشه ملتی هستیم معترض و شاکی خودمون رو خفه می کنیم تا از مالزی پذیرش بگیریم بعد که میام از همون روز اول شروع می کنیم به بهانه گیری و ایراد جویی یکی هم نیست بهمون بگه بابا اگه اوضاعمون قبلا بهتر از این بود خوب الان اینجا چه کار میکنیم.

از طرف دیگه نمی دونم چرا فکر می کنیم نظرات شخصیه ما نظر هم می تونه باشه به عبارتی فکر می کنیم فقط خودمون هستیم که می فهمیم دوست عزیز شما اگه غذای مالزی به نظرت بوی گند میده این فقط نظر شماست برای ما هم محترمه ولی این به این معنی نیست که مالزی رو ببری زیر سوال یا اگه هوای استوایی مالزی به پوست لطیف شما نمی سازه دلیل نداره توی وبلاگت سه صفحه در مورد بدی آب  و هوای مالزی بنویسی و دو پایی بری تو روحیه دوستانی که تازه می خوان بیان اینجا.

به هر حال در دل زیاده که نوشتن همه زمان زیادی می بره وقت مخاطبان این وبلاگ رو هم میگیره.

امید وارم دوستان عزیز وبلاگ نویس از ما به دل نگیرن چرا که من فرد خاصی مد نظرم نبود و در دل های بالا رو با تمام دوستان عزیز که خودم هم جزیی از جامعشون هستم در میان گذاشتم.

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:6  توسط م.ا  | 

با سلام
خوب سال هشتاد و شش هم تمام شد . سال نو رو به همه دوستان عزیزم تبریک می گم و از صمیم قلب سالی خوب خوش و پر از موفقیت رو برای همه شما آرزو می کنم. . اما عید ما امسال کاملا متفاوت بود با سال قبل . امسال با اینکه باز هم توی غربت بودم ولی خونه رنگ و بوی عید داشت چرا؟ آها این از فواید متاهل شدن دیگه درسته تمیز کردن خونه و خونه تکونیه عیدش یه کم سخته ولی همونم یه لطف خاصی داره. اینم سفره عید امسال ما که البته پیدا کردن همه مواردش یه جا کار آسونی نبود!




و اما یه خبر دیگه از پژواک! نمی دونم اسم پژواک به گوشتون خورده یا نه .بله همون ماهنامه فرهنگی اجتماعی که به زبان فارسی توی مالزی چاپ میشه و به جرات می شه از اون به عنوان یکی از سمبل های کارگروهی موفق و زیبا از ایرانی های مقیم مالزی یاد کرد.




این بار هم گروه پژواک توی یه حرکت جالب یکی از مجریان متولیان هفته فیلم های ایرانی در مالزی شده که از بیست مارچ شروع شده.طی این هفته چندین فیلم ایرانی با زیر نویس انگلیسی به نمایش در میاد که دیدنش خالی از لطف نیست. من که خودم بدم نمیاد یه بار دیگه فیلم های مهمان مامان و کافه ستاره رو ببینم.

یا حق.


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 20:17  توسط م.ا  | 

Malaysia My Second Home

 

سلام

امیدوارم که همه دوستان و بازدید کنندگان این وبلاگ حالشون خوب باشه.توی مطلب قبلی یکی از دوستان نظر جالبی گذاشته بود گفته بود :"پس این وبلاگت مالزیش کجاست"!!!! فکر کنم منظورش این بود که چرا راجع به مالزی نمی نویسی. ما هم دیدم خوب راست میگه بنده خدا برای همین این بارو تخصیص دادم به مطلبی در مورد مالزی خانه دوم من.

 

      

 

MM2H یا همان Malaysia My Second Home   طرح جالبه از طرف دولت مالزی که به همه افراد از تمام دنیا اجازه میده که به مدتی طولانی و تحت ویزای اجتماعی توی مالزی اقامت داشته باشن در واقع مالزی رو به عنوان خانه دوم خودشون قرار بدن. مدت اولیه این ویزا ده سال بوده و قابل تمدید هم می باشد.

 

                                              

 

افرادی که تحت این بنامه در مالزی اقامت می کنند از مزایای خیلی خوبی هم مثل وام خرید مسکن ماشین بصورت قسطی و ..... نیز برخوردار میشن.

خوب در ادامه سعی کردم مراخل اقدام برای این طرح و مدارک لازم رو به اختصار برای علاقه مندان شرح بدم.

 

-          مدارک لازم و پیش نیازها :

 

1-      درخواست (نامه) تقاضا:

 خوب در قدم اول متقاضی باید درخواستی تنظیم کنه و توی اون علاوه بر معرفی خودش و سابقش توضیخ بده که جرا مالزی رو انتخاب کرده و دلیل علاقش به این طرح چی بوده همچنین باید عنوان که افراد همراهش کیا هستن (منظور مجرد یا متاهل بودن شخص) و از همه مهمتر باید به این نکته هم اشاره کنه توانایی مالیش و پشتیبانیش باری اقامت توی مالزی به چه صورته.

 

2-      یک کپی از فرم  IM.12  که مربوط به ویزای اجتماعیه و می تونید از اینجا دانلود کنید.

3-      یک کپی از فرم تقاضا نامه MM2H كه می تونیداز اینجا دانلود کنید.

4-      دو قطعه عکس رنگی سایز پاسپورت.

5-      کپی پاسپورت.

6-      کپی سند ازدواج (ترجمه شده) در صورت تاهل.

7-      گواهی از وضعیت حداقل سه ماه اخیر حساب بانکی.

8-      صورتحساب و گزارش چرخش مالی طی سه ماه.

 

 

-          ثبت تقاضا:

بعد از آماده کردن همه  موارد فوق باید مدراک رو به اداره مهاجرت  مالزی ارسال کنید.

 

Immigration Department of Malaysia
Visa, Pass and Permit Division,
Level 3, Block 2G4 (PODIUM) Precinct 2,
Federal Government Administration Centre,
62550 Putrajaya,
Federal Territory.

 

-          بررسی مدارک توسط اداره مهاجرت مالزی:

در این مرحله و بعد از رسیدن مدارک شما به اداره مهاجرت طبق گفته خودشون چهل و پنج روز کاری طول میکشه تا بررسی مدارک تمام بشه و در صورت کامل بودن و نداشتن مشکل موافقتنامه ای برای شما صادر میشه.

 

 

-          سفر به مالزی:

 خوب بعد از اینکه موافقت نامه به دستتون رسید شما باید به مالزی بیایید و بقیه مراحل تکمیلی رو انجان بدید. که عبارتند از:

1-      باز کردن یک حساب بانکی (برای ودیعه) برای یک سال .چنانچه شما زیر پنجاه سال باشید سیصد هزار رینگیت و بالای پنجاه سال صد و پنجاه هزار رنیگشت مبلغ این ودیعست که باید توی حساب بریزید بعد از یک سال هم موجودی حساب شما باید حداقل شصت هزار رینگیت برای هر سال باشه .(یعنی شما بعد از یک سال پول اولیه رو می تونید بردارید ولی حداقل شصت هزار رینگیت باید توی حسابتون باشه)

2-      گرفتن بیمه از شرکتی که خدمات  بیمه معتبر در مالزی ارائه میده.

3-      تاییده پزشکی و چک آپ کامل و پر کردن فرم مربوطه که می تونید از اینجا دانلود کنید.

 

-          مرحله آخر گرفتن ویزای مالزی خانه دوم من:

   در این مرحله به شما ویزای اجتماعی MM2H داده میشه با هزینه نود رینگیت در سال و مدت حداکثر ده سال (بستگی به اعتبار پاسپورت).

 

 

خوب  دوستان من سعی کردم اطلاعات کاملی رو براتون بذارم امیدورام تونسته باشم راهنمایی کوچکی کرده باشم.

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 18:45  توسط م.ا  | 

واحد!
الله اکبر.

گفت برخیز زجا ای مه رخشنده مادر 

قد شمشاد علم کن و بکش تیغ دو پیکر

خویشتن زن به صف معرکه چون حیدر صفدر

همچو تومار بپیچان تو زهم لشکر کافر

با سلام .

 همشهری های عزیزم یا اون دسته از دوستایی که ماه محرم رو توی خوزستان بودن با معنی کلمه واحد کاملا آشنا هستن.
دلم خیلی گرفته امسال دومین ماه محرمیه که دور از وطنم دومین سالیه که صدای سنج و دمام حسینیه سر کوچمون رو نمی شنوم دومین سالیه که تو صف سینه زنا و توی حلقه پر شور بچه های محل نیستم.

اگه ازبچه های خون گرم جنوب باشی الان می فهمی ککات چی داره میکشه:

این لینک هایی که براتون گذاشتم از مرحوم بخشو ست. شنیدش بی لطف نیست:

بخشو یک

بخشو دو

التماس دعا.

یا حق.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 23:53  توسط م.ا  | 

سلام
ببخشید بازم دارم دیر به دیر میام آخه الان ایرانم خودتونم می دونین دیگه آدم وقتی بر می گرده اینقدر سرش شلوغ میشه که وقت هیج کاری رو نداره دیگه.
عجیب این روزگار سریع می گذره یادش بخیر پارسال همین موقع ها بود که تازه اومده بودم مالزی بله یکسال گذشت به همین سادگی! یادمه وقتی می خواستم بیام کلی دلهره داشتم که کجا دارم می رم شرایط چطوریه خدایا وقی رسیدم کجا برم چطوری خونه پیدا کنم.....
اینو برای اونایی می گم که تازه می خوان بیان مالزی اینجا کشور خوبیه و آدم زود می تونه جا بیفته برای من که اینطوری بود خود مالزیایی ها هم بسیار آدمای خوبی هستن دقیقا پارسال عید قربان بود که برادرم ابراهیم برای عید منو دعوت کرد خونشون.
یادمه روزای اولی که اومده بودم این حکایتی که در ادامه براتون تعریف می کنم خیلی کمکم کرد:

                   


ترس:

می گه ناپلئون توی یکی از جنگها و زمانی که هنوز یک سرباز جوان بود از ترس شدید به خودش می لرزید! افسرهای ما فوقش که متوجه این وضعیت شده بودن به طرفش رفتن و برای اینکه به قول معروف یه تیکه ای به یه سرباز جوون بندازنو و حالی کننو بخندن بهش گفتن :

-چیه از ترس داری به خودت می لرزی؟
ناپلئون نگاهی بشون کردو جوابی داد که واقعا منو تحت تاثیر قرار داد میگه ناپلئون اینطور جواب داد که:
- بله می ترسم و ترسم اینقدر شدیده که به خودم می لرزم ولی با این همه موندم و می جنگم ! به خدا قسم اگه هر کدوم از شما یک هزارم ترس منو داشتین الان فرسنگها به عقب فرار کرده بودین!
یا حق


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:9  توسط م.ا  | 

با سلام
یه مدتی به خاطر در گیری های کاری نبودم امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید مارو. طبق معمول این چند وقته که همش نمی دونم چرا یهو یه چیزایی میزنه به سر مو چند ساعتی توی خاطراتم غوطه ور میشم. امروز اما بیاد شاعری می نویسم که واقعا دوستش دارم و با شعراش کلی حال می کنم اونایی که اهل شعر و شاعرین حتما اسم استاد فریدون مشیری رو شنیدن.(علاقمنان به اطلاعات بیشتر می تونن به سایت رسمی فریدون مشیری مراجعه کنن).
 
 

                   

البته عنوان این تاپیکو که گذاشتم عشق من منظورم این نیست که استاد مشیری عشق منه بلکه برای این گذاشتم چون می خوام در ادامه قطعه شعری از این استاد رو تقدیم کنم به همسر مهربانم که صمیمانه و از ته قلب دوسش دارم به حرمت روز اول آشنایی تقدیم به تو:

                  گفته بودی که چرا محو تماشای منی

                                               آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

                مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود

                                              ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:15  توسط م.ا  | 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان گرامی باد به قول مالزیایی ها:

Selamat Hari Raya AidilFitri

وبه قول زبان شیرین خودمون:

ماه رمضان رفت و عید رمضان آمد

صد حیف که آن رفت و صد شکر که این آمد

بیایین تو این عید مبارک برای سلامتی همه مسلمین جهان دعا کنیم.

یا حق

                                 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 23:1  توسط م.ا  | 

ایام غریبیه به خدا یا علی ما رو دریاب مثل همیشه به کمکت نیاز داریم

یا علی

بعضی روزا فکر می کنم بار گناهم

کاری کرده و من که پیش تو رو سیاهم

از خجالت بسته نگاهم

درونم میسوزه از سوزش آهم

یاد گرفتاریم میفتم

یاد اون لحظه ای که می برنم........

یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن

یاد ساکت شدنم.......

کمک کن نمونه جوابم توی گلو

تو سوال اولی بگم علی

یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 22:34  توسط م.ا  | 

سلام

اميدوارم این روز رو هیچ وقت فراومش نکنیم ! امیدوارم یاد جوون مردای غیرتمند کشورمون به هیچ وقت از یادها نره . همون جوونایی که شجاعتشون واقعا قابل تحسینه امیدوارم بدونین از چی دارم حرف می زنم آره امروز سی و یکم شهرویوره!

بيش از ۱۰۰ هواپيماى عراقى در ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهريور با عبور از مرزهاى ايران از ۴ فرودگاه اصلى، ۱۹ شهر ايران را مورد هجوم قرار دادند. هدف اوليه آنها از بين بردن هواپيماهاى ايران بر روى باندها و گرفتن توان واكنش هوايى از سوى ايران بود .نيروى هوايى عراق جز چند مورد محدود نتوانست باندهاى پروازى ايران را از كار بيندازد و هواپيماهاى جنگى ايران نيز با حداقل ۱۰۰۰ خلبان آماده در آشيانه هاى بتونى محفوظ مانده بودند.

در ساعت 12 به وقت بغداد مركز فرماندهي جنگ در عراق دستور پرواز 192 بمب افكن و جنگنده را براي حمله به فرودگاه هاي ايران صادر كرد. بيست دقيقه بعد، صدام حسين در حالي كه يك چفيه قرمزرنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر بسته بود ، وارد اتاق عمليات شد. عدنان خيرالله وزير دفاع عراق در گزارشي به او اعلام كرد: سرور من، جوانها بيست دقيقه قبل پرواز كردند.

صدام پاسخ داد: نيم ساعت بعد كمر ايران را خواهند شكست.

خدایا شکرت که ایران ما هنوز سر پاست ولی عراق تا قیام قیامت باید تاوان جنایاتی که کرده روه پس بده.

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 0:20  توسط م.ا  |