تبليغاتX
خاطرات یک مسافر(در دیار مالزی)
می نویسم از دیار مالزی....
سلام

بابا بسه تو رو خدا بسه دیگه شورشو در اوردین! با شماهام ایرانی هایی که ادعاتون دهن همه رو صاف کرده بس کنید! لابد می پرسین چی شده نه! والا یو پی ام یه سری فلوشیپ داده یعنی چی؟ یعنی یک کمک هزینه به دانشحویان حدود سیصد هزار تومن در ماه به علاوه معافیت از پرداخت شهریه تحصیل!

من خودم نگرفتم چون وقتی ثبت نام می کردن ایران بودمو نرسیدم ولی خدا رو شکر می کنم که خیلی از دوستان نزدیکم تونستن بگیرین حالا شاکیم از دست ایرانی هایی که به هر دلیلی مثل من نتونستن صاحب این امتیاز بشن چرا؟ چون پاشنه در قسمت مربوطه رو از جا کندن که ما هم می خوایم ! حالا اینقدر نامه بدینو اعتراض و سر و صدا کنین تا یه گیری تو کار رفقامون که گرفتن ایجاد کنین

ولا این رسمش نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:51  توسط م.ا  | 

سلام

یکی از چیزایی که ندیدم وبلاگ نویسا بهش اشاره کنن اهمیت هم خونه ای! باور کنین یه همخونه ای خوب از هر نعمتی بالاتره و یه همخونه ای بد می تونه روزگارتونو سیاه کنه برا همین خیلی تاکید می کنم تو انتخاب همخونه ای خیلی دقت کنید چطوریشو نمی دونم ولی حواستونو خیلی جمع کنین البته منکر این نمیشم که شانس هم خیلی تو این زمینه می تونه بهتون کمک کنه مثلا خود من معتقدم تو این زمینه خیلی شانس آوردم که با برادر فیلسوفم همخونه شدم فقط یه مشکل کوچولو باهاش دارم که فکر نکنم هیچوقت به تفاهم برسیم! این برادر ما ذاتا آدم آرومیه حتما می پرسین این که خوبه! خوب آره منم نگفتم بد مشکل من جای دیگست؟

من نمی دونم این فیلسوف ما که اینقدر بچه ساکتیه چرا موقعی که می خوایم فیلم بیبینیم انقدر سر و صدا می کنه!

من خیلی تو فیلم دیدن حساسم و دوست دارم محیط کاملا آروم باشه نمی دونم چه حکمتیه که از اول فیلم این برادر فیلسوفمون هر چی خاطره از دوران خدمت و تحصیل و زندگیو خلاصه هر چی فکرشو بکنین به ذهنش میاد و شروع می کنه به تعریف کردن! در این راستا تا اطلاع ثانوی اعلام کردیم که دیدن فیلم به طور گروهی در منزل ممنوع!

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 16:11  توسط م.ا  | 

سلام

می دونم !درسته حق با شماست من خیلی دیر به دیر میام چه کنیم دیگه گرفتاریه! یه راست می رم سر اصل مطلب تا حالا شده تو زندگیتون  تصمیم اشتباهی بگیرید!(آقا این تصمیم اشتباه منظورم از مالزی اومدن و درس خوندن اینجا و وضعیت دانشگاه نیست اونایی که منتظر فرصتن تا مالزی رو بکوبن و ماهایی که اومدیم مالزی رو ببرن زیر سوالو بقیه رو از اومدن منصرف کنن لطفا سو استفاده نکنن از این مطلب) .

خوب فکر نمی کنم کسی باشه که تا حالا تو زندگیش تصمیم اشتباه نگرفته باشه چند وقت پیش توی یه وبلاگی که یادم نیست مال کدوم بنده خدایی بود یه مطلب قشنگ خوندم نوشته بود یه روز از یه مرد خیلی موفق پرسیدن:

-چطور اینقدر پیشرفت کردی؟

-مرد: خیلی ساده با تصمیم گیری های درست!

-اه از کجا می دونی چه تصمیمی درسته؟

-مرد: از روی تجربه!

خوب این تجربه رو از کجا بدست آوردی؟

-مرد:از تصمیم گیری های غلط!

انصافا فکر منو تا مدتها به خودش مشغول کرده بود نظر شما چیه؟

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 6:18  توسط م.ا  |