|
|
|
|
|
با سلام یه مدتی به خاطر در گیری های کاری نبودم امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید مارو. طبق معمول این چند وقته که همش نمی دونم چرا یهو یه چیزایی میزنه به سر مو چند ساعتی توی خاطراتم غوطه ور میشم. امروز اما بیاد شاعری می نویسم که واقعا دوستش دارم و با شعراش کلی حال می کنم اونایی که اهل شعر و شاعرین حتما اسم استاد فریدون مشیری رو شنیدن.(علاقمنان به اطلاعات بیشتر می تونن به سایت رسمی فریدون مشیری مراجعه کنن).
البته عنوان این تاپیکو که گذاشتم عشق من منظورم این نیست که استاد مشیری عشق منه بلکه برای این گذاشتم چون می خوام در ادامه قطعه شعری از این استاد رو تقدیم کنم به همسر مهربانم که صمیمانه و از ته قلب دوسش دارم به حرمت روز اول آشنایی تقدیم به تو: گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی یا حق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:15 توسط م.ا
|
|
||